سایت سرگرمی پت و مت|اخبار داغ حوادث

انتقاد از مستند جلیلی

مهدی
۱۷ خرداد ۱۳۹۲
صفر نظر
  • شب گذشته اولین مستند تلویزیونی سعید جلیلی از شبکه یک سیما پخش شد. مستندی که بخش مهم قابل رویت آن، مذاکرات استانبول بود. نمی شد تشخیص داد که فیلم برای معرفی جلیلی ساخته شده بود یا برای نمایش دیدار جلیلی و اشتون. دیداری غیرمنتظره، در شرایطی حساس، به درخواست ایران و پشت درهای بسته که هیچ اطلاعی از جزئیات آن در اختیار نیست.

    گذشته از محتوای فیلم، سازندگان فیلم که در سکانس های اولیه خود را دو جوانی معرفی می کنند که به سعید جلیلی مراجعه کردند و گفتند حاضر هستند برایش فیلم مستند بسازند، آن قدرها هم با جلیلی بیگانه نبودند. یکی از سازندگان اصلی فیلم حسین شمقدری است که با وحید جلیلی دوستی و ارتباط نزدیک دارد.

    اگر شمقدریِ پدر، دو دوره فیلم های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد را ساخت، این دوره نوبت شمقدری پسر بود که به بهانه ساخت فیلم مستند، همراه دبیر شورای امنیت ملی، راهی یک سفر مهم کاری به استانبول شود تا برای او فیلم بسازد.

    حسین شمقدری پیشتر مستند «یزدان تفنگ ندارد» را در سال ۸۹ با محوریت اعتراضات پس از انتخابات ۸۸، ساخته بود. همچنین سال گذشته فیلم «میراث آلبرتا» را درباره فرار مغزها ساخت و در جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشت.

    اما می توان گفت، مستند اول جلیلی در رساندن پیام به جامعه هدفش تقریباً موفق عمل کرده است. اگر در سال های ۸۴ و ۸۸ تصویری از احمدی نژاد در اذهان ساخته می شد که «بیل» شهرداری را همیشه در پشت صندوق عقب ماشین خود دارد تا آبگرفتگی ها را به دست خود باز کند و یا گفته می شد که او حاضر نیست از خط ویژه برای تردد استفاده کند، در فیلم جلیلی هم دیدم که جلیلی حاضر نیست «ورود ممنوع» برود.

    حسین شمقدری برای فیلم «یزدان تفنگ ندارد» از اولین جشنواره فیلم عمار جایزه گرفت. جشنواره ای که یکی از سیاستگذارانش وحید جلیلی برادر کاندیدای ریاست جمهوری است. سازندگان فیلم تلاش کرده بودند تا از جلیلی چهره ای مردمی و ولایتمدار ارائه کنند و این موضوع را در سکانس آخر، جایی که دختر جوان دانشجو او را به قرآن قسم می دهد تا «فدایی سید علی باشد» می توان به خوبی دید. جلیلی برخلاف سایر کاندیداها که سعی می کنند حداقل پیش از برگزاری انتخابات در میان مردم و بعضاً در میان مخالفان و منتقدانشان حضور پیدا کنند، فرصت ندارد تا به غیر از هوادرانش با مردم عادی دیدار کند. اگر صحنه ای که فردی جلوی ماشین جلیلی را گرفته و از او «به خاطر با ولایت بودن» تشکر می کند، نبود، ما هیچ جا او را در میان مردم عادی نمی دیدیم. این سازندگان فیلم (بخوانید نمایندگان وی) هستند که با مردم عادی در شمال و دریا و جنگل حرف می زنند و به دردهایشان گوش می کنند. خلاصه شدن فیلم در سه بخش استانبول، همایش های تهران و جوان سازنده فیلم در شمال به خوبی نشان می دهد جلیلی برای معرفی خود هیچ موقعیت دیگری را در دست نداشته و هیچ زمینه مدیریتی دیگری ندارد تا بتواند به آن وسیله خود را معرفی کند.

    دست آخر اینکه رئیس جمهور آینده می باید اعتبارش را از حضور در متن زندگی مردم دریافت کند، نه افتخار به دیدار با این یا آن، مقام خارجی!